تبليغاتX
Every thing is Wrong for All
Fri 15 Feb 2008
Mean streets

 

فیلم با سناریو ی نچندان نایاب ولی با بازی های ناب بازیگران فیلم همراه بود.

رابرت دنیرو................................................................................جانی بوی(Johnny Boy)

هاروی کیتل........................................................................................چارلی

دیوید پرووال(David Proval).....................................................................تونی

امی رابینسون.....................................................................................ترسا(teresa)

ریچارد رومانس(Richard Romanus)..........................................................مایکل

خلاصه فیلم

جانی بوی از تمام اطرافیان و حتی صاحب خانه ی خود و با شیره مالیدن سر همه پولهای هنگفتی قرض کرده و تقریبا هیچوقت به کسی قرضش را پس نمی داد و در راه قمار(پوکر-۲۱-جک بلک-پاسور) و برای شهوت ها به دور می ریخت و  هیچوقت پولی نداشت ککش هم از اینکه کلی قرض داشت نمی گزید و همیشه از مردم آزاری لذت می برد.

چارلی چون عمو نسبتا پولداری داشت و عاشق دختر خاله ی فاحش جانی بوی بود مانند پدر به جانی نصیحت می کرد و قرض های او را تا حد امکان می داد و بدلیل تربیت خانوادگی خود روی عمویش را زمین نمی زد .

عموی چارلی یک رستوران داشت که درآمد خوبی هم داشت و می خواست چارلی را رئیس آنجا کند و از طرفی از جانی و دختر خاله اش متنفر بود و شرط رئیس شدن چارلی قطع رابطه با آنها بود ولی چارلی مخفیانه به آنها سر می زد...

جانی-چارلی-تونی-مایکل با هم دوستان صمیمی بودند که اغلب شب ها در کافه ی تونی جمع می شدند و به عیش و نوش می پرداختند و بیشتر اوقات بعضی شر به پا می کردند و  کافه به دعوا کشیده می شد.

مایکل طلب خیلی زیادی از جانی داشت(۳۰۰۰ دلار). اینها با هم همیشه در کافه ی تونی قرار می گذاشتند و تقریبا هیچوقت در سر قرار ها حاضر نمی شد و به ندرت و ناگهانی مایکل او را می دید و جانی فقط ۴۰ دلار می پرداخت(چون مایکل را احمق فرض می کرد) و مایکل چندین دفعه با قرار گذاشتن و نیامدن سر قرار مایکل را سر کار می گذاشت و از طرفی رابطه ی ترسا و چارلی تنگاتنگ می شد و مجبور بود در رابطه با بد قولی جانی واسطه باشد و در آخر یک روز با نصیحت چارلی بعد از چندین بار باهم به کافه سر قرار همیشگی رفته و وقتی چارلی از جانی پرسید چقدر برای قرضش آماده کرد جانی گفت:۸ دلار. و باز هم چارلی پول به او داد(۲۲ دلار) تا برای چندمین بار از مایکل وقت برای تهیه ی پول بخواهد.

در سر قرار بود که مایکل هم رسید و با توهین های متعدد و احمق فرض کردن رو به رو شد و کار که به دعوا کشید جانی اسلحه را روی مغز مایکل گذاشته و باز هم فحش می داد و مایکل به ناچار از آنجا رفت.

و با داد زدن چارلی رو به رو شد و چارلی ماشین تونی را قرض گرفت و با جانی و ترسا به راه سفر افتاد تا آب از آسیاب بیفتد که در راه مایکل با سرعت به ماشین آنها رسید و دوستش به طرف آن سه نفر تیر نشانه رفت و اولین شلیک به شاهرگ جانی اصابت کرد و دومین تیر به ساعد چارلی اصابت کرد و ترسا تیر ی نخورد و ماشین به دیوار خورد و جانی از ماشین پیاده شد و همینطور چارلی و ترسا و گروه امداد و پلیس رسیدند و این پایان فیلم به نوبه ای بسته به قضاوت تماشاگر است.

خصوصیات فیلم

فیلم آنقدر به تماشاگر نزدیک که گویی تماشاگر هم در جنایات شریک است.

 

فیلم مانند کارهای دیگر و قبلی کارگردان بود مانند راننده تاکسی و...

نظرات من

سناریوی فیلم ۱۰/۷

میانگین بازی بازیگران ۱۰/۷.۵

سکانس های معروف: ۱) اسلحه کشیدن جانی به طرف مایکل -۲)تیر خوردن جانی

کارگردانی ۱۰/۷.۵

توصیه در رابطه فیلم: بهتر بود بجای دیوید پرووال از جو پشی یا ال پاچینو استفاده می شد.

توصیه به تماشاگران: با نگاه انتقاد به فیلم نگاه نکنید.

+ نوشته شده توسط EWA